توضیحات
ساعتی بعد، با حضور همهی افراد خانواده بر گرداگرد سفرهای بزرگ که طبق معمول بر ایوان خانه گسترده بودند، صرف شام آغاز شد. نصیر، نگاهی سریع به یکایک افراد کوچک و بزرگ دور سفره انداخت، شاید به این علت که از حضور همهی افراد عائله مطمئن شود. مکث کوتاهی روی چهرهی حبیب کرد که نگرانی و اضطرابش را پنهان و وانمود به خوردن شام میکرد. چشمهایشان یک لحظه باهم تلاقی کرد. بند دل حبیب پاره شد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.