توضیحات
به یاد آوردم چهار سال پیش، آن روز که ایران را ترک میکردم، با اطمینان گفته بودم هرگز بازنخواهم گشت. نه تنها لحظهی خداحافظی اندوهی در دلم نبود، حتی دو سال بعد نیز، وقتی از دلتنگیام پرسیدند با صراحت گفته بودم دلم برای هیچچیز این سرزمین تنگ نشده است. اما همانجا، در سفارت ایران در هلسینکی، وقتی کارمند سفارت به فارسی به من خوشآمد گفت و زبان مادریام در فضای سالن طنین انداخت، دریافتم آن قاطعیت، بیش از آنکه حقیقت باشد، سپری دفاعی بوده است. چیزی در من ترک برداشت. دلتنگیای خاموش و عمیق که نام ایران را با خود حمل میکرد.
![پنجرهی اتاق سیلویا [خاطرات فنلاند]](https://nashrefarhangeilia.ir/wp-content/uploads/2026/08/پنجره-اتاق-سیلیویا-2جلد-copy.jpg)




![بر بامِ ترانه؛ زندگی و آثار غلامرضا امانی [آهنگساز و نوازنده]](https://nashrefarhangeilia.ir/wp-content/uploads/2026/01/بر-بام-ترانه-جلد-copy.jpg)

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.